وکیدپا
با سلام و خوش آمد گویی خدمت شما بازدید کننده عزیز از شما خواهشمندیم که نظر بگذارید و در نظر سنجی های ایجاد شده شرکت کنید ارادتمند شما توحید حقیقی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

زندگی نامه آمپدوکلس  به صورت مختصر


امپدوکلس شهروند اکراگاس درسیسیل بود که تاریخ حیات وى را به طور دقیق نمى توان معین کرد. وى در زمان خود ظاهرا اهل سیاست و رهبر حزب دموکرات شهر خود بوده و نیز داستانهایى پیرامون فعالیتهاى او به عنوان جادوگر و معجزه گر نقل مىشود و بر اساس داستانهانى وى ازجرگه فیثاغوریان به خاطر“دزدیدن گفتارها و خطابه ها“ اخراج شد. در عین حال گفته مىشود حال در طبابت نیز باعث پیشرفتهایى بوده است. امپدوکلس خود را شایسته پرستش مىدانسته به طوریکه طرف برخى شاگردانش از او به نام خدا هم نامبرده شده است. در مورد مرگ او نیز داستانهائى وجود دارد که معروفترین این داستانها این است که وی خود را به دهانه اتش فشان اتنا افکند تا مردم تصور کنند که به آسمان رفته و از خدایان بوده ولى بدبختانه کفشهاى معروف برنجین خود را کنار آتشفشان جاى مى گذارد .

او افکار فلسفى خود را مانند دیگر فلاسفه یونان به صورت منظم بیان کرده او تا اندازه اى نیز میکوشید تا افکر و عقاید اسلاف خود را تلفیق کند. در فلسفه امپدوکلس چیزى که اهمیت دارد تغییرات و تبدیلات و ارتباط موجودات است نه تولد و مرگ اینان . او معتقد است وجود هست و مادى است ( مانند پارمنیدس) و نیز اعتقاد داشت وجود نمىتواند بوجود آید یا از میان برود زیرا نه مىتواند از لاوجود به وجود آید و نه میتواند لاوجود شود پس ماده بى آغاز و انجام یعنى فناناپذیراست . امپدوکلس درعین حال منکر تغیر به عنوان یک حقیقت نبود و آنرا به این صورت توجیه میکرد : اشیا کلهائى هستند که موجود و فاسد مىشوند ولى درعین حال این کلها از اجزا فنا ناپذیر ترکیب شده اند و فقط آنچه وجود دارد اختلاط و مبادله این اجزا است و جوهر (طبیعت) تنها نامى است که که آدمیان به اشیا داده اند.  طبقه بندى مشهور چهار عنصر اختراع امپدوکلس بود. بدین سان که اشیاء به سبب اختلاط عناصر چهارگانه(آب آتش خاک و هوا) به وجود می آیند . عشق عامل جذب یا کشش این اجزا چهارگانه است و نفرت یا ستیزه اجزا را از هم جدا مىکند . بنا بر نظر امپدوکلس فراگرد عالم  دایره وار است بدین معنى که عالم وجود در آغاز یک دوره همه عناصر آن با هم مخلوطند نه مجزا و براى تشکیل اشیا انضمامى و ترکیبى چنانچه ما آنها را مى شناسیم مخلوطى کلى از خاک هوا آتش و آب لازم است . در این مرحله اولیه فراگرد عشق اصل حاکم است و کل مجموعه یک خداى متبارک نامیده شده است. اما نفرت گرداگرد سپهر است و وقتى به درون سپهر نفوذ کرد فراگرد افتراق و جدائى آغاز مى شود .

 امپدوکلس نظریه تناسخ (1) ارواح را در کتاب پالایشها تعلیم کرده است . ولى نظریه تناسخ او را نمىتوان با نظام جهانشناختى اش سازگار کرد زیرا اگر همه اشیا از اجرا مادى ترکیب شده اند که هنگام مرگ از هم جدا می شوند جایى برای جاودانگى باقى نمى ماند در انتها باید گفت هرچند امپدوکلس جریان عالم و فراگرد دایره وار طبیعت را بیان کرد ولی موفق نشد آنرا تبیین کند و ناچارا به نیروهاى اساطیرى عشق و نفرت متوسل شد و این آناکساگوراس بود که تبیین آنرا بوسیله مفهوم عقل به عهده گرفت .

[ ٢٤ دی ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ توحید حقیقی ]
زندگی نامه آمپدو کلس
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
RSS Feed

تماس با ما



در اين وبلاگ
در كل اينترنت